چطور میتونم پشت میکروفن به اعصابم مسلط باشم؟

چطور میتونم پشت میکروفن به اعصابم مسلط باشم؟



ناراحتی ها عصبانیت ها،شادی ها و غم ها و به طور کلی تمام حالت روحی و روانی ما در صدای ما نمود پیدا می کند.به تعبیر دیگر صدا،آینه ای برای احساس است.


این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است که چگونه میتوان احساسات و اعصاب را در اجرای خود کنترل کنیم.

آینه ای برای احساس


بهم ریختگی احساسی یا عصبی می تواند به طور واقعی فلج کننده باشد. و اجرا را لحظه به لحظه برای گوینده حرفه ای سخت و برای شنونده خسته کننده کند . موارد ریز و درشی را باید برشمرد و به آن ها توجه کرد . توجه به این نکات به طور قابل توجهی به توانایی شما برای استفاده از توانمندی صوتی شما افزوده می کند . و به شما این امکان را می دهد که تحت هر شرایطی کیفیت اجرای خود را حفظ کنید.

اما ناآگاهی از این موارد می تواند سبب پایین آمدن سطح مهارت شما درگویندگی و اجرا شود و تجربیات کابوس مانندی را به شما تحمیل کند ؛ با این حال ، ما به شما کمک میکنیم تا این مساله را حل کنید . راه حل این موضوع قطعا در مدت زمان کوتاه امکان پذیر نیست.

اما از آنجا که سبب خنثی شدن استرس و عصبانیت های پشت میکروفن می شود، بسیار قابل اعتماد، فوق العاده قدرتمند و داری ماندگاری بالایی می باشد.پس بیایید و سرمایه گذاری کنید . موضوع کنترل بر اعصاب و هیجانات تنها در دنیای هنر صدق نمی کند.بلکه در جهان ورزش و حتی کسب و کار مدرن، بسیار ارزشمند است که بتوانید بر خود مسلط باشید. تا بتوانید اوضاع را به کنترل خود در آورید.

صدا، آینه احساس است

  • چگونه می توانم در برابر احساسات منفی و عصبانیت خنثی شوم؟
  1. مهارت های خود را در توانمندی های صوتی بالا ببرید.
  2. مهارت های به دست آمده را بدون وقفه وارد تمرین های خود کنید.
  3. مهارت های خود را به روز کنید و به دنبال کسب مهارت های جدید در این زمینه باشید .

چه شد که من عصبی شدم؟


زمانیکه شما در حال انجام یک کار بزرگ هستید؛ هیچ چیزنا امید کننده تر از آن نیست که ذهن شما علیه شما اعلان جنگ کند.


منظور از اعلان جنگ توسط ذهن چیست؟


بسیاری از انسان ها برای رسیدن به یک موقعیت ایده آل، شغلی ورزشی یا هنری سال ها تلاش میکنند. اما دقیقا زمان بهره برداری آنقدر مورد حمله افکار منفی ذهنی قرار میگیرند که نمیتوانند نتیجه تلاش خود را برداشت کنند.

دانشجویی را به خاطر آورید که بعد از ساعت ها مطالعه در جلسه امتحان سوالات را پس و پیش جواب می دهد. بنابراین اگر در اجرا به مهارت بالایی دست پیدا کرده باشیم به طور خودکار می توانیم آن مهارت ها را ترکیب کنیم و از آن ها استفاده کنیم. درست مثل خواندن کتاب یا حتی رانندگی.

پس چگونه می توان درهنگام گویندگی اشتباه کرد؟

من که متن را خوانده و تا حدودی حفظ شده ام ، پس چرا تپق زدم ؟

من خوب نفس گرفتم پس چرا نفس من درابتدای کار تمام شد؟

چرا گلوی من خشک شد؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

به طور خلاصه، مشکل ساده است، ذهن ما به طور آگاهانه (که باید بر روی، آگاهی از مهارت ها تمرکز کند) شروع به امتحان از صحیح و غلط بودن مهارت ها می کند؛ تا اینکه شما را به این شک بیندازد که اکنون نظر شنوندگان چگونه است. نکند اشتباه کنم؟ نکند اشتباه خواندم؟ اگر اشتباه بخوانم چه می شود؟ نکند تمسخر شوم؟ ذهن درگیر مسائلی می شود که اصلا قرار نیست به وجود آید…

در صورتی که ذهن شما به دلیل مشغول شدن با این سوالات از انجام مهارت اصلی مورد نیاز باز می ماند و احتمال خطای شما به واقعیت بیشتر نزدیک می شود.اما اکنون تصور کنید اگر ذهن شما به جای آنکه پیرامون سوگواری برای اشتباهاتی که هنوز پیش نیامده باشد فقط و فقط به فکر ارائه آنچه مهارت دارد باشد؛ دیگر خود را به عنوان پیروز بالقوه آن اجرا می شناسد نه یک بازنده بالفعل.

به طور موثر ما مهارت خودمان را با استفاده از سیستم اشتباهی که در ناخودآگاه مغز پرورش می دهیم، مغز را برای انجام کار اشتباه تشویق می کنیم. خودآگاه شما آگاهانه و آهسته، نا امید و ناپایدار می شود، در حالی که ناخودآگاه شما خیلی سریع نسبت به نا امیدی ها تسلیم می شود و خودآگاه را نیز تسلیم می کند.

ذهن شما در حین انجام یک کار، بارها از شما آزمون می گیرد. باید بتوانید آزمون ها را مدیریت کنید.
چگونه این سیستم را متوقف کنم؟
ذهن خودتان را بشناسید و با افکارتان آشنا شوید.

این بسیار مهم است که هر کس درباره نحوه عملکرد سیستم بدن خودش اطلاعات در هر زمینه ای کسب کند. من تشویق می کنم همه در مورد ذهنیت خودش و توانمندی های ذهنی خود کنجکاو شوند. این به معنای کسب مهارت مطالعاتی در زمینه های مختلف است. فلسفه، روانشناسی و رویکردهای مختلف علمی می تواند مفید و مناسب باشد هدف این است که رفتارهای ذهنی خود را در نظر بگیرید و درک کنید تا بتوانید آنها را به طور مناسب برای وظایف یادگیری (توسعه مهارت) و (عملکرد) و تلاش روزانه برای موفقیت به کار بگیرید. تجربیات اجراهای گذشته را یادداشت و بعد از هر اجرا به آنالیز آن بپردازید.

“من تحت فشار خوب نیستم، من همیشه از لحظات سخت فرار می کنم.”


شخصی در اولین اجرای خود پس از بهبودی پولیپ حنجره خود، در ابتدا اجرای خیره کننده ای در پشت میکروفن انجام داد . اما هرچه از ابتدای گویندگی وی می گذشت کیفیت اجرای اوپشت میکروفن پایین می آمد با اینکه هیچگونه مشکلی برایش پیش نیامده بود.پس از اجرای او شروع به ارزیابی ادراکی خودم از اجرای او کردم و متوجه شدم او نیز مانند بسیاری از هنرمندان در میانه اجرای خود اعتماد به نفسش را از دست داده است،و دیگر چشم انداز ایده آل از توانایی های خود را از دست داده است.

ما باید خودمان را از دستاوردهای قبلیمان، در هر دو عملکرد خوب و بد خارج کنیم، اگر می خواهیم در آینده بیشتر آن عملکرد های خوب را ایجاد کنیم؛ باید هر لحظه در کسب مهارت جدید کوشا باشیم. این روش به ما کمک می کند تا هر لحظه خود را آگاه از تغییرات بدانیم و به خود بگوییم که به تغییرات علمی و عملی جدید دنیای پیرامون خود مسلط هستم.

هنگامی که ما مهارت های خود را که در حال اجرا یا توسعه هستند ارزیابی می کنیم، ما یک رویکرد انتقادی را استخدام می کنیم، بنا براین نمیتوان از ذهن خود انتظار داشته باشیم ما را تایید و تشویق کند.هیچگاه در زمان علم آموزی و اجرای صحنه امتحان نکنید.

یاد بگیرید خود را دوست داشته باشید و خود را تشویق کنید.

کف دست هایتان عرق می کند، گلویتان خشک می شود، افزایش ضربان قلب سراغتان می آید، آدرنالین، درد در معده و… وقتی عصبی می شوید و می خواهید وارد دعوای خیابانی شوید ،علائمی که ذکر شد در شما ظاهر می شود.

جالب است بسیاری از گویندگان علائم بالا را در پشت میکروفن نیز به همراه دارند!

بنابراین، آیا واقعا درپشت میکروفن فقط هیجان دارید؟

دانستن اینکه چگونه خطابی اتفاق می افتد یک کمک فوری است، اما راه حل نیست.در ضمن، ما می توانیم وظایف درست را به سیستم درست اختصاص دهیم، سیستم درست نیاز به مهارت درست در زمینه های مختلف دارد.

قطعا اگر در راه پیروز شدن گام های موثر برنداشته باشیم باید انتظار شکست نیز بدهیم. این امر صرف نظر از نیروهای بیرونی، وضوح و اطمینان را برایگوینده ایجاد می کند تا برای اجرای خود اهمیت قائل شود و به کسب مهارت بپردازد. عمل مناسب گوینده به خود او بستگی دارد. افراد مختلف نیاز به سطوح مختلف آندرنالین دارند تا در اوج خود قرار گیرند.


سخت نگیرید.

هنگامی که ما در یک هواپیمای معتبر هستیم این احساس، فوق العاده قدرتمند است که می توانیم از سفر لذت ببریم و دیگر فقط برای سفر خود برنامه ریزی می کنیم و یا اگر در یک موقعیت گروگان گیری قرار بگیریم دیگر به شام شب فکر نمیکنیم .این یک واکنش انسانی است که به ما کمک می کند تا تهدیدات واقعی برای زندگی مان را دفع کنیم و زنده بمانیم. گویندگی در پایین ترین کیفیت برای شما تهدید نیست و شما در حال لذت دادن به شنوندگان مخصوصا کسانی که دوستشان دارید هستید، بنابراین مفهوم شکست وجود ندارد در غیر این صورت چشم انداز لذت چهره می بازد و یک چشم انداز پر استرس و عجله ای پر از ترس و وحشت را جایگزین می کنید تا انرژی عملکردی شما به کمترین سطح برسد. پس راحت باشید و بهترین خودتان را ارائه دهید .

برای ما بنویسید که آیا شما هم پشت میکروفن مضطرب میشین ؟

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *