بهترین تمرین برای گویندگی و فن بیان

ف

تمرینی بسیارعالی برای بالا بردن فن بیان

 

فن بیان به معنای انتقال حس گوینده است.  تمامی تکنیک ها و تمرینات فن بیان باید منجر به انتقال حس درست و صحیح به مخاطب شود. عواملی چون تلفظ صحیح کلمات، قدرت صدا و فهم، درک و شناخت گوینده نسبت به آنچه که دارد بیان می کند، تاثیر به سزایی در این موضوع دارد. بیان چه گفتن است و فن بیان چگونه گفتن است.

بسیاری از افراد و اشخاص را می توان نام برد که تجربه، تخصص و سواد کافی در موضوع مورد صحبت را دارند، ولی به دلیل نداشتن فن بیان مناسب، نمی توانند مخاطب را جذب کنند. مخاطب قضاوت صحیحی نسبت به گوینده سخن ندارد و توانایی و توانمندی گوینده سخن را پایین تر از آنچه که واقعا هست در ذهن تصویر می کند. انتقال حس اولین و آخرین و مهمترین موضوعی است که در فن بیان اتفاق می افتد. منظور پیام شما باید در کلام شما حس شود. جمله به خودی خود فاقد هر گونه حسی است.  اگر جمله ای مهم است، فن بیان شماست که این حس تاکید و اهمیت را به مخاطب منتقل می کند.

شما باید بتوانید احساس خشم، نفرت، کینه، بغض، حسد، عشق، دوست داشتن، گله داشتن، شادی، انتظار، یاس و ناامیدی، قدرت و قوت، ضعف و ناتوانی، دلتنگی، هیجان و … را به مخاطب منتقل کنید. بهترین و موثرترین تمرین فن بیان خواندن شعر نو است. شعر نو از نظر زبانی، به زبان امروز ما نزدیک است. ویژگی نثرگونه شعر نو هم کمک می کند تا بتوان برای تقویت فن بیان از آن بهره برد. غالب بودن وزن و موسیقی در شعر های کهن(غزل،قصیده،مثنوی،رباعی و …) تمرین فن بیان و انتقال حس را برای مبتدیان دشوار می کند. بنابراین سعی کنید برای تمرین فن بیان در ابتدای راه به هیچ وجه اشعار کهن را انتخاب نکنید. انتخاب اشعار شاعران برجسته شعر نو چون نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، سهراب سپهری، فریدون مشیری، فروغ فرخزاد، سیاوش کسرایی(آرش کمانگیر)، هوشنگ ابتهاج(شعر سایه و گالیا) می تواند در تقویت فن بیان تاثیر به سزایی داشته باشد. برای خواندن شعر و انتقال حس درست و صحیح شعر، در ابتدا شما باید درک درستی از تصاویر شعری داشته باشید. باید بتوانید خود را در این فضا قرار دهید تا بتوانید حس آن را به مخاطب منتقل کنید.

اگر کمی دقت کنید در اتفاقات روزمره زندگی هم، شما زمانی می توانید موضوعی را برای دیگران تعریف کنید که خود موضوع را دیده باشید و یا در متن آن خاطره یا حادثه حضور داشته باشید. بنابراین برای انتقال حس باید بتوانید تصویرسازی ذهنی کنید. همیشه به ما توصیه کرده اند که شعر را بخوانید، ولی توصیه من این است که شعر را ببینید. به کلمات شعر دقت کنید. تصویر کلمات را در ذهن خود مجسم کنید. بعد از آن نمای کلی بیت را ببینید. شما باید بتوانید بر اساس درک فهمی که از فضای شعری به دست می آورید، چیدمان صحنه را مشخص کنید. همه این موارد به شما کمک می کند که بتوانید شعر را تبدیل به یک سکانس سینمایی کنید. در واقع شما به جای اینکه شعر را بخوانید، آن را کارگردانی می کنید.

حالا می توانید حس شعر را درک کنید و آن را در بیان خود آشکار سازید. مخاطب هم از طریق فن بیان شما به این موضوع پی می برد. اینکه کسی متنی را می خواند یا خاطره ای را تعریف می کند و شما از شنیدن آن لذت می برید، به خاطر همین موضوع است. او تصاویر ذهنی خود را از طریق بیان به شما منتقل می کند. در بسیاری مواقع زمانی که گوینده سخن شروع به صحبت می کند، شما احساس می کنید که او فقط دارد یک سری کلمات را پشت سر هم بیان می کند، گو اینکه فقط وظیفه دارد آن ها را بیان کند، بدون هیچ حسی یا کانال ارتباطی که شما را جذب کند. به خاطر داشته باشید مخاطب بیش از آنکه به کلمات، واژه ها و جملات شما دقت کند و آن ها را به خاطر بسپادد، حسی که شما منتقل می کنید، روی او تاثیر می گذارد. برای این منظور در وهله اول شما باید نسبت به آنچه بیان می کنید، درک، شناخت و حس درستی داشته باشید. اگر فردی نسبت به موضوع، درک و شناخت نادرست داشته باشد، متعاقبا حسی را هم که منتقل می کند نادرست است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *